روزی که ما در مورد چیزهای مهم زندگیمان سکوت کنیم زندگی ما بطرف نابودی میرود
مارتین لوتر کینگ
سایتهای ذیل دارای مطالعات، تحقیقات و شهادت های افراد مختلف در باره این جنایت در کشورهای امریکا و انگلیس ودر سازمان ملل انجام شده میباشند. متاسفانه این مدارک به زبان انگلیسی میباشند و به فارسی ترجمه نشده اند. خوشبختانه سایت ترجمه گوگل به اندازه کافی قوی هست تا یتوانید از ان کمک گرفته و تا حدود زیادی این مظالعات را بخوانید
( مرکز ملی اطلاعات بیوتکنولوژی ایالات متحده امریکا) NCBI ازار دسته جمعی: تحقیقی از
OHCHR (شهادت های آزار گروهی در ایالات متحده امریکا (از دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر ، سازمان ملل
روش کار این گروه یا در حقیقت طریق آزار و اذیت آنها از وقایعی نشأت گرفته است که در زندگی روزمره بطور مکرراتفاق میافتد و به گونه ای انجام می شود که هنگامی که یک قربانی مشکلات خود را برای دیگران بازگو میکند، مخاطب فکر می کند که این اتفاق یک امر طبیعی و روزمره است (که در واقعیت نیز چنین است اما عمدی بودن ان را نادیده میگیرد) و بنابراین تصور می کند که قربانی دارای مشکلات روحی است. به عنوان مثال، تقریباً همه قربانیان شکنجه صوتی میشوند (صداهای مختلف) که بیشتر اوقات زمانی صورت میگیرد که قربانی در محل سکونت خود تنها میباشد. برای مثال، روشن کردن دستگاه های الکترونیکی از راه دور و پخش هر گونه صدایی از این دستگاه ها کار بسیار اسانی است (کلیه دستگاه هایی که به اینترنت یا مراکز ارتباط از راه دور مانند تلفن های همراه متصل هستند و یا دستگاه هایی که دارای بلوتوت و یا کنترل از راه دور میباشند). بیشتر قربانیان متوجه نمیشوند که منبع صدا چیست زیرا تا زمانی که به منبع صدا برسند مجرمین آن را خاموش میکنند. فرض کنید دوست شما به شما بگوید که من صدایی را از اتاق شنیدم اما موقعی که برای بررسی به انجا رفتم هیچ کس یا هیچ چیز مشکوکی مشاهده نکردم ولی مطمئن هستم که از اتاق چنین صدایی را شنیدم. اگر اینگونه مطالب چند بار از قربانی شنیده شود مخاطب به اولین چیزی که فکر میکند بیماری روانی و مخصوصا اسکیزوفرنیک است که بیماران صداهایی را بدون منبع واقعی می شنود، بدیهی است که به اشتراک گذاشتن این نوع روایت ها با افراد دیگر به ویژه پزشکان نه تنها مشکل انها را حل نمیکند بلکه گره ای دیگر به مشکلات انها می افزاید. لطفاً ما را جدی بگیرید و
قضاوتتان را بر اساس ویژگی های مختلف پایه گذاری کنید، نه تنها بر اساس یک ویژگی
یک جنایت کامل و بی نقص، یک سازمان نابغه و شاید گسترده ترین سازمان روی کره زمین. آژانس های مخفی بزرگی در دنیا وجود دارند اما مطمئناً نه به بزرگی این سازمان نیستند. قطعاً آژانس های مخفی در تمام شهرهای مهم سراسر جهان مراکز متعددی دارند اما با کم اهمیت شدن کشورها و شهرها ، تعداد پایگاه ها و در نتیجه توانایی آنها برای فعالیت کمتر می شود. چقدر این احتمال وجود دارد که در وسط بیابان در دهکده ای با چند صد نفر یا در چادر عشایر در کوهی دور افتاده که هیچ کس و هیچ چیز برای جاسوسی وجود ندارد یک مامور مخفی فعالیت کند؟ تقریباً هیچ، زیرا آنها نمی خواهند مأموران خود را افشا کنند اما ماموران این سازمان جنایت کار چنین کاری می کنند. حتی وقتی آنها نماینده ای در جایی ندارند از آوردن آن در آنجا دریغ نمی کنند و در کمترین زمان این کار را انجام می دهند. مطمئناً آنها نمی خواهند ماموران خود را شناخته سازند، اما اگر راه دیگری وجود نداشته باشد، آنها اهمیت نمیدهند
یک سارمان نابغه به دلیل اینکه روش کار این گروه به گونه ای طراحی شده که هیچ کس حرف قربانیان را باور نمیکند هر چقدر هم که قربانی طرف مورد اعتماد و معتبری باشد. بارها من این سوال را از خودم پرسیدم که ایا من چنین مطلبی را باور میکردم اگر حتی نزدیکترین ومعتمد ترین شخص رندگی من چنین موضوعی را برای من مطرح میکرد. صادقانه باید بگوییم که احتمالش بینهایت کم است، حتی اگر من قبلا در باره این موضوع چیزی شنیده بودم احتمال باور کردنش تفاوت چندانی نمیکرد. بنابر این "خواننده محترم" من هم از شما انتظار باور این موضوع را در این مرحله ندارم اما بجز تلاش برای روشن کردن ذهن شما و دیگران هیچ راه نجاتی را برای خودم ودیگر قربانیان این جنایت نمیبینم
ایستاه واتر فرانت, ونکوور کانادا سال ۲۰۱۸

تابلو اعلانات شهر سالزبری ماساچوست امریکا در سال ۲۰۱۸




سلام من احسان هستم نظرمو قبلا گفتم من 4ساله که دارم شدیدا شکنجه ذهنی میشم وتقلیدصدای همه نزدیکانم رومیتونه بکنه امامن یه فرقی دارم تازه فهمیدم که همه وقتی میان کنارم صدای اینارومیشنیدن تواین 4سال اماهمه فکرمیکنن صدای خودمه اخه وقتی پیش هرکسی مینشستم ایناتوسرم همش بدوبیراه فش وناسزا وتوهین میکردن به طرف امابعدمنم درهمون لحظه تودلم هی بهشون التماس میکنم که فش نده اونام میخندیدنو میگفتن نگران نباش کسی صدای منو نمیفهمه اماانگار همه یعنی هرکس که نزدیکم بوده میشنیده وخیال میکردن صدای دل خودمه وبخاطر مصرف مواده که اینجورشدم ومیتونم تودلم حرف بزنم و صداشو بقیه بششنون وبخاطر احترامی که برام قائلن هیچی بهم نمیگفتن منم هرچی به هرکی میگفتم میدیدم سریع بحثو عوض میکردن نگو این میتونه جوری حرف بزنه که صداشوبقیه هم بشنون حتمافش میداده وبقیه میگفتن بحثوعوض کنیم براهمین بودکه 4سال تامیخواستم به هرکس بگم سریع میپریدن توحرفمو نمیذاشتن حرف بزنم چون ایناهمون لحظه فش میدادن وطرف مقابلم فکرمیکرده صدای فکریاصدای دل خودمه ودست خودم نیست ممن بعد4سال تازه فهمیدم که میتونه جوری حرف بزنه که بقیه صداشونوبفهمن هرچی به هرکس میگم بخدااین صدای من نیست کسی باورنمیکنه خیلی درد بدیه پیش هرکس میشینم اون میخنده باخیال راحت منم دستو پام میلرزه که یوقت حرفی نزنه که کسی کنارمه بفهمه امااخرشم کارخودشومیکنه وفش میده ماشینم رفت موتورم رفت خونم رفت همه چیزموازم گرفتن بخداتاجایی که توکلانتری مهریزهم رفتم اون فش میداد وهمه شنیدنو فکرکردن کارخودمه ودست خودم نیست خیلی بددردیه الهی نصیب دشمن ادمم نشه مادرم داغون شده نون اورخونه منم 4سال هرکاری کردم امانذاشت 2روزکارکنم اماتازه فهمیدم قضیه ازچه قراره وچه میکرده بامن حتی مادرمم میگه کارخودته میگم اخه مادرمن توکیودیدی که تودلش حرف بزنه وتوصداشو بفهمی یعنی هم بازبون حرف بزنه هم بادلش بهش میگم میگه پس یعنی اون صدای کیه که فش میده میبینم حق داره امااون صدای کس دیگس راحت باصدای کم میخنده ومیگه راحت باش وبعد ولوم صداشو بلندمیکنه وفش میده وهمه هم فکرمیکنن کارخودمه نمیدونم چکارکنمیعنی به معنای واقعی بگم نابودم کرد ومیدونم که یه نفرنیستندوچندنفرن ودارن بااستفاده ازامواج صدا وفرکانس صدای کثیفشونو به من انتقال بدن وصدای منم روبشنون اماخودتون فکرکنید اگرایناکه تونستن این کارباورنکردنی رو انجام بدن پس براشون کاری نداره خیلی راحت ولوم صداشونو زیاد میکنن که حتی کسی که کنارم نشسته هم بفهمه امااتواین 4سال منو بازی میدادن میگفتن مردم ازطریق رادیو یابیسیم یاهرجوری هست دارن حرفای تورومیشنون وفش های که من میدمم میشنون وفکرمیکنن همش کارتوهست اقا احسان منم ناخاسته باورمیکردم نمیذاشتن بفهمم دارن چه کاری سرم میارن من شهرزندگی میکردم مجبورشدم خونموبفروشم بیام روستا توده زندگی کنم الانم هنوز دارن توسرم حرف میزنن ودکترم رفتم میکگه به خاطر موادیه که قبلا مصرف کردی وجزتوهم هیچ چیزز نیست اما کاش لااقل صدای کثیفشونو کسی نمیشنید لااقل یکاریش میکردم ومیرفتم سرکارایناککه میگن ولت نمیکنیم تابمیری اما خدارحمت کجارفته مادرم خشک شده خواهرام نابود شدن خرج همشون دست من بود نون اورخونه من بودم کاری سرم اورده که به نون شب محتاج شدم نمیدونم چه خاکی توسرکنم شمابگید اخه کسی هست که لبش بسته باشه زبونش تکون نخوره اماازش صدابیاد وتودلش فش بده وشمابشنوید من که پیش هرکس میشینم این میخنده میگه اقااحسان اماده باش منم کاری ازدستم برنمیاد میبینم این میخواد فش بده شروع میکنم به صلوات فرستادن اماباز تا نفسم تموم میشه این فش خودشومیده ومتوجه میشم کسی که کنارمه دستوپاشوگم میکنه اماهیچی بهم نمیگه و باخودش میگه دست خودم نیست کسی بلا ازاین بدتردیده توعمرش چون که صدا خیلی بیش از حدتصورسریع بهش ارسال میشه ومیشنوه میتونه راحت ثابت کنه که همش کارخودمه ومیتونه هروقت دلش بخوادازمن بپرسه چی میبینی ومنم چه بخوام چه نخوام چون توقلبم هست اون میفهمه وهمونو میگه اگرکسی بخواد بفهمه که کارکسی دیگس نمیتونه متوجه بشه چون ایناتوکارشون خیلی واردن جوری وانمود میکنن که کار خودمه وشماخودتون فکرکنید اون داره میفهمه که من کجام چکارمیکنم اگرزمانی برسه که بخوام براکسی ثابتش کنم اون میتونه اصلا هیچی نگه یا میتونه حرفایی بزنه که ثابت میکنه هیچ کس نیستو همش کارخودمه اما موندم کدوم ابلهی باورمیکنه اخه من واسه چی بخوام اینکاروبکنم براچی بخوام خودموبه این روز بندازم مادرازکل دنیا برام عزیزتره وازهیچ نهاددولتی یا مقامی نمیترسم حتی اینقدر ازشون دلخورم چوون اون کلانتری یزد اصلا حمایتم نکرد وگفتن کارخودته بخدا گذشته خودمومیبینم به خدامیگم بی انصاف مگه من چکارکردم که اینجور بلایی گریبانگیرم بشه واینجورخاروخفیف بشم کارم زندگیم ابروم خونم ماشین موتور سرمایم دار
با تمام وجود امیدوارم مشکلت حل بشه