نظر روانشناس در مورد افراد هدف شده
مقاله ای از گزارشگران توسط کیم وایتینگ، روانشناس، نویسنده، سردبیر، سخنران و گزارشگر، خوکچه هندی دولت؟ "بررسی ادعاهای "افراد هدف شده" که اصرار دارند تحت تعقیب و شکنجه قرار می گیرند".1
جک به دفتر من آمد که شبیه نسخه هالیوودی یک استاد علوم بود. او در اواخر دهه ۴۰ خود بود، با موهایی کمی سرکش و بلند، پیراهنی دکمهدار با خودکار در جیب، شلوار جین و کفشهای چرمی خوش ساخت. سطح تحصیلاتش را پرسیدم و گفت دکترای مهندسی دارد. او در ادامه گفت که یک فناوری بسیار طبقه بندی شده را برای یک پیمانکار وزارت دفاع ایالات متحده اختراع کرده است. او همچنین به من گفت که چند ماه قبل به دلیل نوشیدن بیش از حد مشروبات الکلی محروم شده است. پیمانکاری که او را تعلیق کرده بود، هزینه جلسات درمانی او را با من و روان پزشکش پرداخت می کرد. من تصور می کردم که روسای او امیدوار بودند که او کمک مورد نیاز خود را دریافت کند و بتواند به سر کار بازگردد. اگر او واقعاً فناوریهای بسیار طبقهبندی شده را اختراع کرده بود، آشکارا نگران نوشیدن او بودند، زیرا ممکن بود در حالی که تحت تأثیر قرار میگرفت اطلاعاتی را فاش کند. جک (نام واقعی او نیست) در مورد اشتیاق خود به پروژه های مرتبط با فناوری صحبت کرد و این بحث جذاب و قابل قبول بود تا اینکه به من گفت که معتقد است دولت ایالات متحده هر حرکت او را از طریق ماهواره زیر نظر دارد. او گفت به همین دلیل باید مست بماند تا مغزش را در برابر عذاب روانی دولت بی حس کند. وقتی از جک پرسیدم که چه چیزی باعث شده او فکر کند که دولت او را ردیابی یا زیر نظر دارد، او گفت که یکی از مقامات دولتی که از او خوشش آمده بود، آن را به او فاش کرده است. سال ۱۹۸۸ بود و من در ماه های اول کارم به عنوان روان درمانگر تازه وارد تحصیلات تکمیلی شده بودم. اما دیدن اینکه جک با مسائلی فراتر از سوء مصرف الکل دست و پنجه نرم میکند، نیازی به یک نگاه حرفهای دقیق نداشت. با این حال، حقایق به کجا ختم شد و خیالات از کجا شروع شد؟ آیا او واقعاً روی فناوری کار می کرد که به اندازه کافی حساس بود که توجه دولت را جلب کند؟ همانطور که اکثر ما فکر میکنیم، باور جک به اینکه تحت نظر است، یک توهم است، همانطور که افشاگر «مقام دولتی» که ظاهراً راز را فاش کرده بود. اما ممکن است اشتباه کنم؟